تبليغاتX
فریاد یک غریبه

فریاد یک غریبه

سلام

۱) من شديدا درس دارم!!! فردا امتحان رياضي... پس فردا امتحان عربي....پس اون فردا امتحان فيزيك( ۳باره )!! ديگه خسته شدم ...يه كاري مي كنن كه آدم از هر چي درسه حالش به هم بخوره. مي دونم شماها كه درستون تموم شده مياين و مي گين كه دوست داريد دوباره به اين دوران برگرديدولي بايد بگم كه دوران ما با شما فرق داره ! توي مدرسه ما بچه ها به خاطر نمره همديگرو دور مي زنننمره براشون مهمترين چيزه حتي از دوستيشون و من از اين بدم مياد ....

۲)‌براي شوراي دانش آموزي كانديد شدم ...ديروز راي گيري بود ..هر چند كه خيلي تقلب شد ولي دعا كنيد كه انتخاب بشم

۳) من از كادر مدرسمون خيلي بدم مياد ...يكيشون هست كه خانومه نسبتا پير ولي سرحاليه كه نمي تونم بگم دوروئه چون تا حالا هزاران رو ازش ديدم ...اصلا بهش نميشه اعتماد كرد در ضمن مغزش ۱ بعديه اصلا نميتونه مسائل رو تجزيه تحليل كنه ... دلايلي هم كه مياره فوق العاده پوچه ...در جمع يه جوريه كه من در برابرش احساس عقل كلي مي كنم  ولي از اين احساس خوشم نمياد ...چون فكر مي كنم اگه عكس اين قضيه بود بيشتر به نفعم مي شد

۴) شما سريالاي ماه رمضان رو مي بينيد ؟ نمي دونيد چقدر حال مي ده تا ۶ بخوابي بعد هم تا ۱۰ فيلم ببيني...درسم كه بعدا مي شه خوند

۵) البته تو مدرسه چيزاي خوب هم پيدا مي شه ولي چون مسائل خنده دارش فقط توي اون فضا و زمان خنده دارن پس از گفتنش معذورم

۶) شاد باشيد

+ نوشته شده در  جمعه 29 مهر1384ساعت 10:39  توسط یاسی  | 

انسانی یا ریاضی ( شایدم هنر )!!!!!

سلام

۱)من خسته شده بیدم بابا چقدر ما درس داریم آخه ...هی می گفتن سال اول هیچی نیستاااا وقتی میای دوم حجم درسا زیاد می شه و چی و چی ... ولی من باورم نمی شد که...حالا الان باور کرده بیدم

۲) رشته من ریاضیه . ولی خیلی انسانی دوست دارم....این مدرسه ای که می رم انسانی نداره منم از عوض کردن مدرسه خیلی بدم میاد ( کلی پارسال زحمت کشیدم دوست پیدا کردم آخه !)ولی همچنان من از انسانی خوشم میاد ....اصلا دوستام و معلمام هم بهم می گن تو به درد وکالت می خوریخودم هم عاشق روانشناسی و مشاوره و این حرفام .... از علوم سیاسی هم بدم نمی یاد ( اینم جزء شغل های پیشنهادی بوده) حالا شما می گید من چی کار کنم ؟( پیوست : عربیم هم بد نیست)
۳) طراحی صنعتی هم بد نیست !!!!!....................

۴)شاد باشید

پیوست : اون بق بق بقو که یادتونه ؟ چند روز پیش آموزش صدای جغد داشتیم!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1384ساعت 14:34  توسط یاسی  | 

دلم گرفته

سلام

من دلم گرفته ! نمی دونم چرا و می دونم چرا.....! شاید چون زنگ زدم خونه دوستم ولی خواب بود ! شاید چون هنوزم از کلاسم بدم میاد ...! شایدم چون امروز پنجشنبس ! با همه ی غرایی که می زنم ولی دوست ندارم از صبح تا شب تو خونه باشم ! کاشکی می شد کلاسمون همون کلاس پارسال بود ! و معلمامون .... ! دلم واسه کلاسای ادبیات تنگ شده .... ! واسه حرفایی که می زدیم ... برای کلاس زیست ! معلمش ماها رو دوست داشت می گفت شماها به من انرژی می دید ... دینی هم خوب بود اوایل کلی بحث می کردیم و کلی هم قانع می شدیم ولی به روی خودمون نمیوردیم ! آره حالا می دونم واسه چی دلم گرفته ! دلم دقیقا اون چیزی رو می خواد که پارسال با اینکه داشتمش قدرشو نمی دونستم کلی غر می زدم و ناشکری می کردم .. حالا می گم خدایا به خاطر هر چی که بهم دادی و ندادی شکر ... شاید سال دیگه حسرت همین چیزارو بخورم.

شاد باشید                                                               

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:18  توسط یاسی  | 

روز اول و ...

سلام

۱) ببخشید که اگه به جای دیروز امروز آپ می کنم آخه این شرکته بدقولی کرد و به جای اینکه دیروز نصب کنه فقط حملش کرد !اینقدر خورد تو ذوقم.

۲) روز اول :
دینی . ریاضی.ریاضی.شیمی

: احساس خاصی ندارم .... بستگی به معلمش داره!

: باید سر کلاس این طوری () باشی

: دو زنگ پشت سر هم ؟؟

: به این قسمت که می رسه چون ساعت می شه ۲.۲:۳۰ منم خوابم می گیره

روز اول کلا خوب بود ! چون دوستا مو دیدم و کلی خوشحال شدم...... معلم دینی خوب بود ! البته زیاد وقت نکرد کاری بکنه چون منتظر بودیم آقای احمدی نژاد حرف بزنه که یه ربع تاخیر داشت و کلی سر کار بودیم معلم ریاضی هم خوب بود ! آخه پارسال یه آقایی معلم ما بود که یکم کم داشت ! یکمااااااااا! بعدشم اصلا خوب رفتار نمی کرد ... وقتی یه سوالی ازش می پرسیدیم خیلی بد جواب می داد یه جوری که انگار گناه کردی سوال پرسیدی !!!!!!!!!!!!!!!.....در نتیجه این خانوم به نظر من که خوب اومد  معلم شیمی رو امروز که بازم باهاش کلاس داشتیم فهمیدم که خیلی قشنگ درس می ده ... ما باید سر کلاس نت برداریم ( عین این دانشجوها ) ولی خوبیش اینه که وقتی کلاس تموم می شه همه ی اون چیزیرو که درس داده بلدی

 یه چیزه جالب : وقتی آقا بابا منو سر کوچه ی بنب بست مدرسه پیاده کرد من ۲ تا از دوستا مو دیدم که  سال پیش جلوم می نشستن ! خیلی خوشحال شدم ... با هم از در پارکینگ مدرسه رفتیم تو و در کمال تعجب دیدیم که حیاط خالیه !!!.... اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که حتما دیر رسیدیم ولی یکی از اون ۲ تا تا حیاط رو دید گفت : ایول هیچکی نیومده مدرسه ...کلی خندیدم به این ذوق زدگیش!!!!! حالا جریان چی بود ؟ این که مدرسه ما روز اول صف نداشته و همه سر کلاسا بودن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۲) از کلاسی که توش هستم اصلا خوشم نمیاد ...... ما پارسال ۲ تا کلاس بودیم : ۱/۱ .... ۲/۱ ..۳/۱...... من کلاس ۱/۱ بودم و خیلی خیلی هم کلاسمو دوست داشتم ... و با خیلی از بچه های ۳/۱ هم دوست شدم ( البته من و دوستم .... اونم به خاطر اینکه اکثر اونا دوستای یه چند تا از بچه های کلاس ما بودن که باهاشون دوست بودیم ) اونا هم خیلی خوب بودن ولی هیچکی از کلاس ۲/۱ خوشش نمیومد چون خیلی خر خون بودن ٬ البته مدرسه ما همه خرخونن ولی خوبیشون اینه که خودشونو غرق در س نمی کنن .... خلاصه کلاس ما و ۳/۱ کلی شیطون بود خیلی هم با هم جور بودیم  حالا من و دوستم ( صمیمی) و یکی از همون ۲ تا که جلومون می نشستن توی کلاسی هستیم که همشون ۲/۱ ای هستن یا اینکه کسایی هستن که من خوشم نمیاد ... اکثر اون کسایی هم که دوست داشتم باهاشون همکلاسی باشم تجربین ... بقیشونم که اون یکی کلاس ریاضی حالا برای اینکه متوجه بشید جو کلاس چه جوریه اینو می گم : معلم ادبیات که اومد اولش فکر کردم باید خوب باشه ولی بعد از یه مدت فهمیدم که نه یه جوری ادبیات ( درس محبوب من ) رو درس می داد انگار داره ریاضی درس می ده ‌! داشت می گفت سجع یعنی آواز پرنده به خاطر اینکه کبوترا خیلی خوش آوازن و اگه دقت کرده باشید آوازشون این طوریه : بق بق بقبقبقو!!!!!!!!!!!!!!!!!!من و گلناز دوستم مردیم از خنده در حالی که بقیه انگاذ دارن درس فلسفه گوش می دن فقط نگاش کردن ... جالبیش اینجا بود که معلمه هم هی تکرار می کرد انگار ممکنه متوجه نشده باشیم

۳) خیلیییییییییییییییییییییییییییی حرف زدم

شاد باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1384ساعت 18:30  توسط یاسی  | 

یاسی فردا صبح خوابش میاد

سلام

۱) روز اول مهر رو باید تبریک بگم ؟ ( البته من در حال حاضر مشتاق تر از اینی هستم که نشون می دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!)

۲)می گماااااا نظر شما راجع به فعالیت هسته ایران چیه ؟   امروز به خاطر اختلاف نظر اروپایی ها و آماده نکردن پیش نویس قطعنامه٬ جلسه شورای حکام برگزار نشد !! به نظر من که اروپایی ها از موضعی که جدیدا گرفتن پشیمونن! حالا بذارید این جلسه ها تموم بشه بعد خودم یه پست رو اختصاص می دم به نظرات و پیشنهاداتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

۳) پس فردا سعید ( همون داداشی !) بر می گرده مملکت خودش ! خیلی بده آخه این تابستون سعید دقیقا ۳ ماه و نیم اینجا بود ! به خاطر همین رفتنش نسبت به قبل غیر قابل تحمل تره

۴)  من بلاخره کامپیوتر خریدم....... آخه این ۳ ماهه که سعید اینجا بود می تونستم از کامپیوترش استفاده کنم و مجبور نبودم که کامپیوتر درپیت خودمو روشن کنم ! ولی حالا که داره می ره منم رفتم و یکی خریدم  حالا اگه شانس با من یار باشه و اتفاق خاصی نیوفته دوشنبه می آرن و نسبش می کنن! این یعنی اینکه من از یکشنبه تا فردا بعد از ظهرش بی کامپیوترم !!!! بعد نه اینکه یه جورایی اعتیاد پیدا کردم ... یکم سخته

۵) اینجا چند نفر مجبورن فردا صبح زود پاشن ؟.... آخه من ۶ صبح خوابم می آد هنوززز

۶) زیاد حرف زدم ٬ پس : شاد باشید

+ نوشته شده در  جمعه 1 مهر1384ساعت 16:32  توسط یاسی  |